ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

39

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

داشت ( كار را با مسالمت خاتمه داد ) در آن هنگام سواران اسامه بسرزمين قضاعه رسيده غارت كردند و بسلامت ( و پيروزى ) برگشتند . شرح حال طليحه اسدى طليحة بن خويلد اسدى از بنى اسد خزيمه در زمان پيغمبر ادعاى پيغمبرى نمود پيغمبر هم ضرار بن ازور را بحكومت بنى اسد فرستاد و او را فرمان داد كه با مرتدين نبرد كند . كار طليحه سست شد . او را گرفتار كرد و با شمشير نواخت ولى شمشير در پيكر او كارگر نشد ، مردم معتقد شدند كه سلاح در تن او كار نمىكند ( معجزه شد ) جماعتى به او گرويدند و بر آنها افزوده شد در آن هنگام پيغمبر وفات يافت . كار طليحه بالا گرفت ادعا مىكرد كه جبرئيل بر من نازل مىشود . آنگاه دروغها پرداخت و سجعها ساخت ( مانند قرآن ) . مردم را هم به ترك سجود امر نمود كه هنگام نماز سر بر زمينى نگذارند . گفت . خداوند بسر نهادن شما بر خاك و بر انگيختن قسمت خلفى و دمر افتادن و خم شدن نيازى ندارد . شما خدا را مىتوانيد ايستاده عبادت كنيد . بسيارى از اين قبيل دستورها داد . فزاره و غطفان ( دو قبيله ) و بسيارى از اعراب از او پيروى نمودند . اسد ( قبيله ) و غطفان و طى هم متابعت كردند و بيشتر اتباع او از آنها بود . فزاره و غطفان بجنوب طيبه ( محل ) كوچ كردند . ولى طى در محل خود باقى ماند . اسد هم در سميراء ماندند . عبس و ثعلبة بن سعد و مره ( طوايف ) در ابرق از ناحيه ربذه تجمع نمودند . چند گروهى از بنى كنانه هم به آنها ملحق شدند . آن محل گنجايش آنها را نداشت ناگزير پراكنده شدند . دو دسته شدند يك گروه در ابرق ماند و گروه ديگرى بذى قصه ( محل ) كوچ كردند .